|
|
|||||
|
|||||
|
اندکی ابر می خواهم...
تا قطره قطره اشکهایم را در آن بکارم
و وقت درو،
زیر ضربات شلاق گونه اش،
بی رحمانه
تنبیه شوم...
چرا که گمان می کردم
آرامش نزدیک است!
و این در دنیای من ،
گناهیست نا بخشودنی...
![]()
نوشته شده توسط عاشق تنها در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ساعت 14:55 | لینک ثابت |
من می گم نگاه کن تو می گی جون فدا کن
من می گم چشات قشنگه تو می گی دنيا دورنگه
من می گم چقدر تو ماهی تو می گی اول راهی
من می گم بمون هميشه تو می گی ببين نمی شه
من می گم خيلی غريبم تو می گی نده فريبم
من می گم خواب تو ديدم تو می گی ديگه بريدم
من می گم هدف وصاله تو ولی می گی محاله
من می گم يه عمره سوختم تو می گی قلبم ودوختم
من می گم خيلی ديوونم تو می گی آره می دونم
من می گم دلم شکسته ا ست تو می گی خوب می شه خسته ا ست
من می گم بشين کنارم تو می گی دوست ندارم
من می گم واسم عزيزی تو می گی زبون می ريزی
من می گم تو خيلی نازی تو می گی غرق نيازی
من می گم دلم رو بردی تو می گی به من سپردی
من می گم تنهايی سخته تو می گی اين دست بخته
نوشته شده توسط عاشق تنها در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ساعت 11:20 | لینک ثابت |
مطمئن باش و برو ضربه ات كاري بود دل من سخت شكست و چه زشت به من و عشقي پاك كه پر از ياد تو بود كه خيالم مي گفت، تا ابد مال تو بود تو برو برو تا راحت تر... تكه هاي دل خود را سر هم بند زنم آن كه مي گفت منم بهر تو غمخوار ترين چه دل آزار ترين شد... دل آزار ترين
نوشته شده توسط عاشق تنها در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ساعت 11:3 | لینک ثابت |
من دارم میرم البته به مدت یک ماه واسه همتون دعا می کنم چون دارم میرم مشهد از اون ورم میرم پیش عشقم وااااااااااااااااای فکرشو بکنید فقط دعا کنید این همه برنامه ریزی که کردیم به هم نخوره و حتما برم پیشش دوستون دارم بااااااای
نوشته شده توسط عاشق تنها در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 22:7 | لینک ثابت |
تو را به جای همه ی کسانی که نشناختم دوست میدارم تو را یه جای همه ی روزگاری که نگذراندم دوست میدارم برای خاطر آخرین گناه تو را دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمی دارم دوست میدارم
نوشته شده توسط عاشق تنها در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 22:3 | لینک ثابت |
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم اینقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی....
نوشته شده توسط عاشق تنها در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 21:50 | لینک ثابت |
ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود تو درکنار من بشينی؟...محال بود هرچه نگاه عاشق من بی نصيب بود چشمان مهربان تو پاک وزلال بود پاييز بود وکوچه ای وتک مسافری با تو چقدر کوچه ما بی مثال بود نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو پرواز چشم های تو محتاج بال بود سيب درخت بی ثمر آرزوی من يک عمر مانده بود ولی کال کال بود گفتم بمان به خدا دوست دارمت گفتی مجال نيست وليکن مجال بود يک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود سهم من از عبور تو از رنج وملال بود چيزی شبيه جام بلور دلی غريب حالا شکست وای صدای وصال بود شب رفت وماه گم شد وخوابم حرام شد اما نه با خيال تو بودم حلال بود.
نوشته شده توسط عاشق تنها در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 11:30 | لینک ثابت |
سلام به همه ی دوستای خوبم من اومدم ۲ماه نشد خدا رو شکر ولی بازم خوبه که زود تمام شد چون اصلا روزای خوبی نبود به هر حال از تمام کسایی که تنهام نذاشتن ممنوووووون
نوشته شده توسط عاشق تنها در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 18:2 | لینک ثابت |
آخه تا کی بکشم منت چشمای تورو بذارم به پای چی وعده بیجای تورو یه روز آفتابی می شی یه روزی ام ابری وسرد کدومو باور کنم گرما یا سرمای تورو این همه میان به هوای عاشقی من یادم میاد فقط چشمای زیبای تورو چرا هرکسی رو دوست داری تورو دوست نداره نمیدم حتی به کس تلخی حرفای تورو دلای دریایی شونو به رخ من می کشن نمی دم به هیچکدوم یه موج دریای تورو منو منتظر بذار هرجوری که تو راحتی چی می خوام مگه فقط ساختن فردای تورو
نوشته شده توسط عاشق تنها در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 16:29 | لینک ثابت |
در تپش ثانیه ها دل بیقرار تو نبود حس غریب عاشقی برای من بیگانه بود رسم زمونه این نبود عاشقی و فدا شدن تموم این خاطره ها برای من افسانه بود دل سهم تنها شدنه آرزو های این دلم با تو همش بی اثره دل عاشق تنهایه دوست دارم اما بدون شرط و شروطی نداره
نوشته شده توسط عاشق تنها در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 16:19 | لینک ثابت |
تعطیل شد البته فعلا
اولش می خواستم حذفش کنم ولی دلم نیومد به خاطر همینم تصمیم گرفتم که یه مدت تعطیل باشه مدتشم زیاد نیست فقط ۲ماه هست امیدوارم که وقتی نیستم فراموش نشم خیلی دوستون دارم
نوشته شده توسط عاشق تنها در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 11:13 | لینک ثابت |
می گن: دوسش نداشته باش...!!!! می گم: مگه میشه آدم تموم وجودش رو نخواد میگن: دیوونه ای؟ میگم: درسته دیوونم کرده میگن: خوب ترکش کن میگم: ترکش کنم زنده نمیمونم آخه نفسمه آخه عمرمه آخه دلمه آخه دنیامه آخه آرزومه یه لحظه عمرم با اون باشه و بس شما بگین میشه ازش دل کند کسی که وجودمه..
نوشته شده توسط عاشق تنها در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 17:44 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط عاشق تنها در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 17:13 | لینک ثابت
هنوزم این وب واسه تنها بهانه ی زندگیمه خیلی از هم دوریم خیلی خیلی الان نزدیک به سه ماه می شه که ندیدمش دلم خیلی واسش تنگ شده دیگه صبرمو از دست دادم دارم دیوونه می شم خوبه این وب هست که توش درددل کنم وگرنه....کارم تمام بود نمی دونید دل تنهام چقدر به دعای چشاتون محتاجه واسم دعا کنید ببینمش برم پیشش من دیگه بریدم ....
نوشته شده توسط عاشق تنها در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 21:46 | لینک ثابت |
بگذار چشم هاي باراني ام را بر گستردگي شانه هايت بنهم
مي خواهم پناه دردهايم باشي دستان سراسر احساست رادر
دستان من بگذاري مي خواهم پناه بي كسي ام باشي ولبان
گرمت را هم چون شمعي پرفروز به سردي گونه هايم بگذاري
شايد لحظه اي زندگي را حس كنم
نوشته شده توسط عاشق تنها در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 21:25 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط عاشق تنها در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 22:27 | لینک ثابت |
عقده دل مي گشايم گريه بي اختيارم
از غم نامردمي ها بغض هادرسينه دارم
شانه هايت رابراي گريه كردن دوست دارم
وبي توبودن رابراي باتو بودن دوست دارم
نوشته شده توسط عاشق تنها در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 22:1 | لینک ثابت |
اگه نگام كم مي شه تو شهر چشمات منو ببخش
منو ببخش اگه شبها ستاره ها رو مي شمرم
منو ببخش اگه همش پيش همه براي تو مي گم شما
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم
منو ببخش اگه شب ها فقط تورا در خواب مي بينم
منو ببخش اگه تو را مي سپرمت دست خدا
منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم
تو يه فرشته اي من باشم خيلي يه آدمم
منو ببخش اگه فقط مي خوام بشي مال خودم
ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم.
نوشته شده توسط عاشق تنها در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 21:53 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط عاشق تنها در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 21:47 | لینک ثابت |
وقتي كه با توهستم حس غريبي دارم احساس يك پرنده احساس يك قناري تو آسمون آبي احساس خنده گل احساس زنده بودن وقتي كه با تو هستم بر دل غمي ندارم اي نازنين چرا كه من از ميان گل ها تنها تو را گزیدم.
نوشته شده توسط عاشق تنها در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 17:6 | لینک ثابت |
صدايم كن صداي تو خوب است صداي تو از اعماق وجودت وجودم را
تكان مي دهد دلم با شنيدن صدايت از سينه ام پر مي كشد وبه سويت
و آن هنگام كه پيدايت مي كند در هر كجا كه باشي وجودت و دل پاكي
كه در اعماقش جاي گرفته را بوسه باران خواهد كرد ويك سبد پر از ستاره هاي درخشان
ومرواريد هاي درخشان را تقديمت مي كنم تا بگويد دوستت دارم.
نوشته شده توسط عاشق تنها در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 18:31 | لینک ثابت |
در آشنايي امروز مي نويسم تا در جدايي فردا به يادم باشي
به ياد ديروز ودر حسرت فردا كه نگاهم به نگاهت آشنا شد
وامروز روزي كه فهميدم تو كيستي .
نوشته شده توسط عاشق تنها در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 18:29 | لینک ثابت |
من واسه چشمان نازنين تو يك ديوونم من دوستت دارم ولي علتش رونمي دونم حالا كه مي خواي بري بزار نگات كنم چون يه بار ديگه مي خوام اين دل روساكت كنم نگو خجالت مي كشم مي دونم توخيلي وقته ديگه مال من نيستي خوش باشي هر جاكه مي ري الهي واست تلافي نكنه زمونه
نوشته شده توسط عاشق تنها در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 15:47 | لینک ثابت |
به صداقت چشمانت... به قشنگی کلامت... به صفای روحت... به پاکی عشقت... دوستت دارم
در آشنايي امروز مي نويسم تا در جدايي فردا به يادم باشي زيرا آشنايي يك حادثه وجدايي يك حقيقت است به ياد ديروز ودر حسرت فردا كه نگاهم به نگاهت آشنا شد وامروز روزي كه فهميدم تو كيستي .
نوشته شده توسط عاشق تنها در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 15:17 | لینک ثابت |
| |||||